نکات کلیدی
- فرایند مدیریت ریسک شامل تعریف اهداف واضح و سطح تحمل ریسک پیش از شروع معامله یا سرمایهگذاری میشود.
- در حوزه کریپتو، ریسکهای متداول عبارتند از: نوسان بازار، ورشکستگی پلتفرمها، خطاهای کاربری و اکسپلویتهای قراردادهای هوشمند
- روند نزولی را با تنظیم اندازه پوزیشن، استاپ لاس/حد سود و برنامهریزی برای ریسک و سود مدیریت کنید.
- تنوع بخشی واقعی در دنیای کریپتو یعنی داشتن داراییهای غیرمرتبط مثل استیبل کوینها یا فیات به جای داشتن چند آلت کوین.
مدیریت ریسک چیست؟
ما در زندگی روزمره همواره در حال تلاش برای مدیریت ریسک هستیم – مثلاً هنگام رانندگی، خرید بیمه، برنامهریزی برای مخارج پزشکی و غیره. در واقع، هدف مدیریت ریسک، ارزیابی وضعیت و واکنش به شرایط نامطلوب احتمالی است.
در حوزه اقتصاد، مدیریت ریسک فریم ورکی است که نحوه مدیریت ریسکهای مالی را توسط یک شرکت یا سرمایهگذار مشخص میکند. برای تریدرها و سرمایهگذاران، این فریم ورک شامل مدیریت پوزیشن در سطح چندین کلاس دارایی مختلف مثل ارزهای دیجیتال، پروژههای دیفای، فارکس، کالاها، سهام، شاخصها و املاک است.
در این مقاله مروری داریم بر فرایند کلی مدیریت ریسک و استراتژیهایی را بررسی میکنیم که به تریدرها و سرمایهگذاران برای مقابله با ریسکهای مالی کمک میکنند.
فرایند مدیریت ریسک
معمولاً فرایند مدیریت ریسک شامل پنج گام است: تنظیم اهداف، شناسایی ریسکها، مدیریت ریسک، تعیین واکنشها و نظارت.
تنظیم اهداف
اولین گام، تعریف اهداف اصلی خودتان است که ارتباط مستقیمی با سطح تحمل ریسک دارد. آیا به دنبال رشد چشمگیر با نوسان زیاد هستید یا حفاظت از سرمایه با بازده کمتر؟
شناسایی ریسکها
دومین مرحله، شناسایی نقطه ضعفهای بالقوه است. در فضای کریپتو این موضوع فراتر از تغییر قیمت است و شامل توانایی پرداخت بدهی اکسچنج، باگهای قرارداد هوشمند و تغییرات قانونی نیز میشود.
ارزیابی ریسک
پس از شناسایی ریسکها، نوبت به ارزیابی فرکانس و شدت مورد انتظار برای آنها میرسد. مثلاً با اینکه ریزش در بازار طبیعی است (با احتمال رخ دادن زیاد و سطوح شدت مختلف) اما هک شدن والت فاجعه بار است (با احتمال رخ دادن کم و سطح شدت بالا).
تعیین واکنشها
گام چهارم شامل تعریف واکنش برای هر نوع ریسک است. ممکن است این گام شامل تعریف استاپ لاس، استفاده از والت سختافزاری برای کاستدی یا تنظیم مجدد پورتفولیو باشد.
نظارت
آخرین مرحله، نظارت بر بهره وری استراتژی است. با توجه به فعالیت شبانه روزی بازار کریپتو، انجام این کار نیاز به نظارت و تطبیق دهی پیوسته دارد. ممکن است یک استراتژی کارآمد برای بازارهای صعودی، در بازار ریزشی به نتیجهای نرسد.
انواع ریسکهای مالی
دلایل زیادی برای شکست خوردن یک استراتژی وجود دارد. ممکن است تریدر به دلیل حرکت بازار بر خلاف پوزیشن فیوچرز وی شکست بخورد یا مثلاً به خاطر فروش وحشت زده هنگام ریزش. در ادامه نگاهی داریم به نمونههایی از ریسکهای مالی و نحوه اجتناب از آنها.
- ریسک بازار: این ریسک نشان دهنده از دست رفتن ارزش یک دارایی به خاطر شرایط خاص بازار است. میتوان با تنظیم سفارشات استاپ لاس برای هر معامله این ریسک را کاهش داد؛ طوری که پوزیشنها پیش از اینکه متحمل ضرر سنگین شوند، بسته شوند.
- ریسک نقدینگی: ریسک نقدینگی زمانی ایجاد میشود که امکان خرید یا فروش سریع یک دارایی بدون تأثیرگذاری چشمگیر بر قیمت آن وجود نداشته باشد. برای کاهش این ریسک میتوان معامله را در بازارهایی با حجم بیشتر انجام داد. پس مراقب میم کوینهایی با مارکت کپ محدود یا توکنهای جدیدی که اسلیپیج زیاد و نقدینگی محدودی دارند باشید.
- ریسک طرف مقابل و اعتبار: این ریسک شامل عدم توانایی بازپرداخت بدهی از سوی قرض گیرندگان میشود. در حوزه کریپتو، ریسک پلتفرم هم در این دسته قرار میگیرد یعنی خطر ورشکسته شدن اکسچنج یا پلتفرم وام دهی (مثل FTX یا سلسیوس). برای مقابله با این خطر از خدمات اکسچنجهایی استفاده کنید که «اثبات اندوخته» شفافی دارند یا موجودی را در والتهای تحت کنترل خودتان قرار دهید تا نیازی به اعتماد به یک شخص ثالث نداشته باشید.
- ریسک فنی و عملیاتی: به غیر از موضوع نقص عملکرد شرکتها، باید خطاهای فنی و کاربری را هم در نظر گرفت. سرمایهگذاران میتوانند برای کاهش این ریسک، آدرس والت را قبل از ارسال وجه چند بار بررسی کرده، از احرازهویت چند مرحلهای استفاده کرده و دقت داشته باشند که تراکنشهای بلاک چین برگشت پذیر نیستند.
- ریسک قرارداد هوشمند: این ریسک مختص حوزه کریپتو است و خطر وجود یک اکسپلویت یا باگ را کدها نشان میدهد که امکان تخلیه حساب کاربران را فراهم میکند. برای مقابله با چنین ریسکی، تنها از پروتکلهای دیفای مطمئن استفاده کنید که بازرسیهای دقیق و جامعی بر روی آنها اجرا میشود.
- ریسک سیستمی: ریسک سیستمی به خطر فروپاشی کل بازار مربوط است. در حوزه کریپتو، بیشتر داراییها ارتباط تنگاتنگی با بیت کوین دارند. تنوع بخشی برای مقابله با ریسک سیستمی معمولاً مستلزم انتقال داراییها به استیبل کوینها، طلای توکنیزه شده یا ارزهای فیات سنتی به جای چند آلت کوین مختلف است.
استراتژیهای مدیریت ریسک متداول
هیچ روش واحدی برای مدیریت ریسک وجود ندارد. برای رشد امن پورتفولیوی خودتان لازم است که از ترکیب ابزارهای مختلف استفاده کنید.
قانون معامله 1 درصدی
قانون معامله یک درصدی یعنی محدود کردن ضرر به حداکثر 1 درصد از کل مبلغ سرمایه در هر معامله.
نباید اندازه پوزیشن را با میزان ریسک نادیده گرفت.
- اندازه پوزیشن: مقدار پولی که برای یک کوین خاص در نظر میگیرید (مثلاً به اندازه هزار دلار بیت کوین)
- میزان ریسک: مبلغی که در صورت رسیدن به استاپ لاس متضرر خواهید شد.
طبق قانون یک درصد، اگر یک حساب هزار دلاری داشته باشید، باید ساختار معامله را (با تنظیم اندازه پوزیشن و استاپ لاس) طوری تغییر تنظیم کنید که در صورت ارتکاب خطا، تنها 100 دلار (1 درصد) متضرر شوید. به این ترتیب، حتی اگر برای مدتی به صورت پیوسته متضرر شوید، باز هم کل حساب شما نابود نخواهد شد.
هدف بلند مدت این است که معاملات برنده بتوانند معاملات زیانده را جبران کنند؛ بنابراین، کوچک نگه داشتن ضررها لازم است.
سفارش حد سود و حد ضرر
سفارشات استاپ لاس یا همان حد ضرر، میتوانند ضرر شما را در شرایط نامطلوب محدود کنند و سفارش حد سود هم به اطمینان از حفظ شدن سود کمک میکند. این موارد باید پیش از ورود به معامله برنامهریزی شوند تا فاکتور احساسات از تصمیم گیریها حذف شود.
در دنیای پرنوسان کریپتو، استاپ لاس متحرک هم محبوبیت بسیار زیادی دارد؛ این نوع حد ضرر با افزایش قیمتها جابجا میشود تا بتوانید از روند صعودی استفاده کنید و در عین حال در صورت معکوس شدن ناگهانی روند، از سرمایه شما حفاظت شود.
پوشش ریسک
پوشش ریسک متشکل از دو پوزیشن است که همدیگر را جبران میکنند. مثلاً اگر برای مدت طولانی بیت کوین را در سیستم ذخیره سرد نگه داشتهاید، اما نگران یک ریزش کوتاه مدت هستید، میتوانید یک پوزیشن Short کوچک برای فیوچرز بیت کوین باز کنید. در صورت ریزش قیمت، سود به دست آمده از پوزیشن Short ضرر دارایی بلند مدت شما را جبران خواهد کرد.
تنوع بخشی و استیبل کوینها
همه تخم مرغها را در یک سبد قرار ندهید. اما توجه داشته باشید که داشتن 10 آلت کوین پرریسک در اصل تنوع بخشی نیست. تنوع بخشی واقعی یعنی داشتن انواع داراییهای غیرمرتبط به هم مثل استیبل کوینها، طلای توکنی یا حتی نقد بودن بخشی از پورتفولیو.
مراقب ریسک استیبل کوینها هم باشید یعنی خطر دی پگ شدن استیبل کوین. تنوع بخشی در سطح انواع مختلف استیبل کوینها (مثل داشتن USDC و USDT) میتواند این ریسک را کاهش دهد.
میانگین هزینه دلاری (DCA)
برای سرمایهگذارانی که مایل به معامله فعالانه یا نظارت پیوسته بر چارتها نیستند، میانگین هزینه دلاری میتواند ابزار قدرتمندتری برای مدیریت ریسک باشد. با سرمایهگذاری یک مبلغ دلاری (یا ریالی) ثابت در فواصل مشخص (مثلاً خرید 100 دلار بیت کوین در هر هفته) صرف نظر از قیمت، میتوانید میانگین قیمت ورود را در گذر زمان هموارتر کنید. به این ترتیب ریسک خریدن در اوج کاهش یافته و تصمیم گیری احساسی هم حذف میشود.
نسبت ریسک به پاداش
نسبت ریسک به پاداش، مشخص کننده میزان ریسک بالقوه نسبت به پاداش بالقوه است. حالت 1 به 2 یا 1 به 3 جزء حالتهای استاندارد برای این نسبت هستند.
مثلاً اگر صد دلار ریسک میکنید (استاپ لاس شما) تا احتمالاً سیصد دلار سود به دست آورید (حد سود)، نسبت شما 1 به 3 است. این یعنی حتی اگر برای 50 درصد از معاملات خودتان دچار اشتباه شوید، باز هم سودآور خواهید بود.
جمع بندی
تریدرها و سرمایهگذاران همیشه باید پیش از تخصیص سرمایه، یک استراتژی مدیریت ریسک واضح داشته باشند. نمیتوان کاملاً از ریسکهای اقتصادی اجتناب کرد اما امکان مدیریت آنها وجود دارد.
مدیریت ریسک مدرن صرفاً شامل تنظیم حد ضرر نیست بلکه مستلزم حفاظت از امنیت داراییها، آگاهی از ریسک قراردادهای هوشمند و استفاده از استراتژیهایی مثل DCA برای مقابله با نوسان نیز میشود.